الشيخ السبحاني

20

دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى)

موقعى كه ابوبكر به خلافت رسيد ، ابوسفيان از طريق تحريك على عليه السلام بر ضد خلافت ، مىخواست اختلافى در ميان مسلمانان بيندازد ، ولى اميرمؤمنان از سوء نيت وى آگاه بود و به او چنين گفت : « مازلت عدواً للإسلام وأهله ؛ تو از روز نخست ، براى اسلام و مسلمين مضر بودى » . سپس دست او را ، كه براى بيعت باطل دراز كرده بود ، رد كرد و از او روى گردانيد . ابن ابى الحديد مىنويسد : هنگامى كه مهاجران دور ابوبكر را گرفتند ، ابوسفيان از جريان آگاه شد و گفت : محيط اسلام را طوفانى شديد فراگرفته است ، و جز با ريخته شدن خون به چيز ديگرى خاموش نمىشود . آن گاه سراغ على و عباس را گرفت و گفت : ابوبكر با اين كه در اقليت است كار را از پيش برد . سپس دست بيعت به سوى على دراز كرد و گفت : مسجد مدينه را بر ضدّ ابوبكر پر از سپاه مىكنم ، ولى على از بيعت ابا نمود ، وى پس از نوميدى برخاست و اين دو شعر را مىخواند : ولايقيم على ضيم يراد به * إى الأذلان غير الحيّ و الوتد هذا على الخف مربوط برمته * و ذا يشج فلايرثى له أحد » « 1 » . روزى كه ابوبكر به خلافت رسيد ، ابو سفيان خدمت اميرمؤمنان رسيد و اين اشعار را خواند : « بنيهاشم لاتطعموا الناس فيكم * ولاسيما تيم ابن مرة أو عدى فما الأمر إى فيكم وإليكم * وليس لها إلّاأبوحسن على اى بنىهاشم ! نگذاريد مردم به حقوق شما طمع كنند ، خصوصاً

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 221 - 222 .